
شبنمی آهسته از چشمان برگ ..... می چکد بر دامن رنگین خاک
گل میافشــاند به چشــم آفتـاب ..... نازخنـــــــــــدی خوابنـــــــــاک
ناگهان از جای میخیـــزد نسیــم ..... شاد می رقصد میان خاکسار
گفتگویی نـــرم می لغزد به گوش ..... هــــــــــان بهــار، آری بهــار...
لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388
ساعت 11:39 توسط
بهار
|

