تبليغاتX
خاطره عاشقانه ها
خاطره عاشقانه ها

این فصل بهاری فصل سبزعشق و عا شقهاست
این فصل بهاری رویش عشقی به قلب عاشق
دنیاست
به قلب عاشق شیدا بهاران جاودان بر جاست
بهار عاشقي زيباست

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 17:57 توسط بهار |


من ميخواهم كاملا شبيه يك درخت باشم.ميخواهم همواره نمو كنم.از بالا ميوه هايي داشته باشم و از پايين با استحكام روح و ريشه خود را در اعماق زمين فرو برم تا بتوانم بزندگاني عملي خود روش و نيرويي بدهم

بتهوون

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 19:45 توسط بهار |


بازم مثل دفعه های قبل آقا سعید عزیز به یه بازی جالب دعوتم کرده که منم با کمال میل دعوتش رو قبول کردم
اسمش بازیش"بازی آخر سال":

یکم: بزرگترین آرزوتون که تو سال 86 برآورده شده چی بوده (از اون آرزوهایی که سر سفره‌ی هفت‌سین داشتین)؟
ج: هر چی فکر میکنم یادم نمی یاد چه دعای مخصوصی سر سفره هفت سین کردم که الان براورده شده

دوم: مهم‌ترین آرزوتون که امسال برآورده نشد، چی بود؟
ج:اینم بر میگرده با سوال بالایی که جوابشو یادم نیومد


سوم: سال 86 رو تو یه عبارت کوتاه چند کلمه‌ای چه جوری توصیف می‌کنید؟
ج:برای من سال شادی ها و غم ها

چهارم: بهترین (یا بدترین) خاطره‌ی امسالتون چی بود؟
ج:مشغول شدن کنار دوستای خوبم و بد ترینش از دست دادن پدر بزرگم و دایی حسینم

پنجم: چه حرفی واسه بهار 87 دارید؟ (کوتاه، تو 2-3 جمله لطفاً!)
ج:خیلی دلم میخواد ببینمت ولی از یه لحاظ هم اصلا دوست ندارم ببینمت

ششم: چندتا از دوستانتون رو به این بازی دعوت کنید.
ج:منم دوستای خوبم رو دعوت میکنم: رویا جون، آقای جوان عزیز، محمدرضای عزیز، سایه جون و آریانای عزیز رو به این بازی دعوت میکنم،

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 18:28 توسط بهار |


انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است.

لارشفوكو

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 19:25 توسط بهار |


Home | Email