از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم
از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم
زیبایی زندگی در آنچه بدست آوردیم نیست...زیبایی زندگی به راهیست که رفته ایم
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند

روزی مردی هنگام کندن زمین خود به مجسمه ای رسید و آن را از زیر خاک در آورد. مرد آن را پیش یک کلکسیونر که عاشق چیزهای زیبا بود برد و کلکسیونر مجسمه را به قیمت بالایی از مرد خرید. آنها از هم جدا شدند.
هنگامی که مرد همراه با پولش به طرف خانه حرکت می کرد با خود گفت:"چه قدر این پول به درد زندگی میخورد. چه طور یکی دلش میآید برای یک سنگبی جان کنده شده که هزاران سال است زیر خروار ها خاک خوابیده این همه پول بدهد؟"
و کلکسیونر در همان زمان به مجسمه اش نگاه میکرد و با خود میگفت:" چه قدر زیبا ! چه قدر زنده ! این رویای یک روح است که به حقیقت پیوسته ، چطور ممکن است کسی دلش بیاید چنین چیزی را با پول بی جان و بی ارزش عوض کند؟"
گاهی فرق های بسیار کوچک ، زمینه ی تفاوت های بزرگ است
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند