هر چیز ارزشمندی ارزش انتظار کشیدن را دارد
هر چیز ارزشمندی ارزش انتظار کشیدن را دارد
تنهایی و احساس خواسته نشدن وحشتناک ترین فقر است.
اگر شما چیزی را از صمیم قلب بخواهید ،می توانید به آن برسید .
هر چه میخواهید می شود، هر چه آرزو کنید می توانید داشته باشید و هر کاری که بخواهید ،قادرید انجام دهید ،
به شرط آنکه به آن آرزو به سادگی و بی هیچ تزویری پایبند باشید.
روش و دستورالعملی وجود ندارد،شما دوست داشتن را با دوست داشتن یاد می گیرید
در قرن هاي دور
در بستر نوازش يك ساحل غريب
- زير حباب سبز صنوبرها -
همراه با ترنم خواب آور نسيم
از بوسه هاي پر عطش آب و آفتاب ،
در لحظه اي كه ، شايد
يك مستي مقدس
يك جذبه ، يك خلوص
خورشيد و خاك و آب و نسيم و درخت را
در بر گرفته بود ،
موجود ناشناخته اي ، در ضمير آب
يا روي دامن خزه اي ، در لعاب برگ
يا در شكاف سنگي ،
در عمق چشمه اي ،
از عالمي كه هيچ نشان در جهان نداشت ،
پا در جهان گذاشت
فرزند آفتاب و زمين و نسيم و آب
يك ذره بود – اما –
جان بود ، نبض بود . نفس بود
قلبش به خون سبز طبيعت نمي تپيد
نبضش به خون سرخ تر از لاله مي جهيد
فرزند آفتاب و زمين و نسيم و آب
در قرن هاي دور
افراشت روي خاك لواي حيات را
تا قرن هاي بعد
آرد به زير پر ، همه كائنات را!
آن مستي مقدس
آن لحظه هاي پر شده از جذبه هاي پاك
آن اوج ، آن خلوص
هنگام آفرينش يك شعر ،
در من هزار مرتبه تكرار مي شود.
ذرات جان من
در بستر تخيل گسترده تا افق
- آن سوي كائنات -
زير حباب روشن احساس
از جام ناشناخته اي مست مي شوند.
دست خيال من
انبوه واژه هاي شناور را
در بيكرانه ها پيوند مي دهد.
آنگاه شعر من
از مشرق محبت ،
چون تاج آفتاب پديدار مي شود.
اين است شعر من
با خون تابناك تر از صبح
با تار و پود پاك تر از آب !
اين است كودك من و ، هرگز نگويمش
در قرن هاي بعد ، چنين و چنان شود ،
باشد ، شبي طنين تپش هاي جان او
با جان دردمندي ، همداستان شود.
(فریدون مشیری)

روزی خردمند چینی پیری در دشتی پوشیده از برف قدم می زدکه به زن گریانی رسید ،پرسید:"چرا میگریی؟" زن در پاسخ گفت:
"به زندگی ام می اندیشم ،به جوانی ام ؛به زیبایی ای که در آینه می دیدم، به مردی که دوست داشتم .
خداوند بی رحم است که قدرت حافظه را به انسان بخشیده است. می دانست که من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم ."
مرد خردمند در میان دشت پر از برف ایستاد ،به نقطه ای خیره شد و به فکر فرو رفت. زن از گریستن دست کشید و پرسید:"در آنجا چه می بینید؟"
خردمند پاسخ داد :"دشتی از گل سرخ . خداوند آنگاه که قدرت حافظه را به من بخشید ، بسیار سخاوتمند بود .
می دانست در زمستان ،همواره می توانم بهار را به یاد بیاورم و لبخند بزنم."
او گفت در یک جمله داستانی بنویس!
نوشتم :"آمد،ماند،رفت. "
او پرسید :"چه کسی؟"
گفتم:" هر کسی!"
دوزخ یعنی دیگر عاشق نبودن.
راه دوست داشتن هر چیز ،درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود
در عشق می توانیم به جایی برسیم که گذشت و چشم پوشی را رواتر از ملامت و نکته سنجی بدانیم.
عشق "ما" میسازد ،بدون آنکه "من" را از بین ببرد.

اردیبهشت با تمام ماههای سال فرق میکنه
این ماه قلب بهاره
به نظر من بهترین و زیبا ترین ماه ساله
به همین خاطر اولین پست این ماه یک پست ویژه است
و باز هم از نظر من اردیبهشتی ها با بقیه فرق می کنن
با خوندن این پست می تونید افراط متولد این ماه رو بهتر بشناسید
این پست رو تقدیم میکنم به تمام عزیزان به خصوص عزیزان اردیبهشتی
"با عرض پوزش از تمام عزیزان متولد ماه های دیگه سال"
متولد اردیبشهت ماه: طفل شیر خوار طبیعت
سمبل: گاو نر
شعار: همه چیز مال من است
ستاره حاکم :ونوس (زهره)
عنصر وجود: خاک
شخصیت: ثابت
فلز وجود: مس
سنگ خوش یمن: یاقوت کبود
رنگ محبوب :آبی آسمانی ، صورتی و بخصوص ترکیب این دو یعنی بنفش
عدد خوش یمن: 6
گل محبوب: رز صورتی
روز مبارک: جمعه
متولد اردیبهشت ماه:
باید به جهان بیاموزد که عشق صبر و تحمل است و از جهان بیاموزد که عشق بخشش و گذشت است. روح اردیبهشتی کودکی شاد و سالم است که نوزادی را گذرانده و با عنصر خاک به تجربه ایی تازه رسیده است، تاثیر ارتعاشات منفی ونوس در او آشکار است. تاثیر لبخند را می داند و هرگز آموخته هایش را فراموش نمی کند.
اهل خانه وخانواده است و از دنیای بیرون چیزی نمی داند- روح او در این دوره با حواس آشنا می شود- بوی گلها. زیبایی طبیعت و ملکیت را در می یابد- محبت را از طریق لمس کردن آموخته- کله شق است و مایل نیست شخص دیگری به متعلقات او حتی نزدیک شود- جنبه مثبت روح اردیبهشتی صبر و تحمل، اراده، ثبات رای و شیرینی رفتار و جنبه منفی او تعصب بیجا در عقاید، لجاجت، سرسختی، خود رایی و بی گذشتی است. برای متولد اردیبهشت عشق یک غریزه است.