
پس چون از دوستتان جدا شدید ، آزرده خاطر نخواهید بود؛
زیرا در وجود دوست بیشتر مورد تعلق شماست شاید در غیبتش روشن تر شود،
همچنان که کوه در نظر کوه پیمایی که در صحرا باشد، روشن تر آید.
و بگذارید هیچ منظوری در دوستی نباشد، مگر عمیق کردن روح دوستی ؛
زیرا اگر عشق ، چیز دیگری را جز افشای رازش جستجوکند،دیگر عشق نیست
بلکه دامی است گسترده که تنها صیدش بیهودگی هاست.و بگذارید بهترینتان از آن ِ دوستتان باشد.
یکی از خدا پرسید:۱۰۰۰۰۰۰ سال برای تو چقدره؟
خدا گفت:به اندازه یک دقیقه
دوباره پرسید:۱۰۰۰۰۰۰دلار برای تو چقدره؟
خدا گفت:به اندازه ۱ سنت
به خدا گفت:پس ۱ سنت به من بده
خدا هم گفت :پس ۱ دقیقه صبر کن!!!
چون دوستتان افکارش را بی پرده با شما در میان می گذارد،
نه از آن «نه» ای که در ضمیرتان می گذرد بیم دارید و نه از «آری» دریغ می ورزید.
و چون خاموش می ماند دلتان همچنان به دلش گوش می دهد؛
زیرا که در عالم دوستی در هنگامه سکوت ،کلیه افکار،تمام تمنیات،
سراسر انتظارات با مسرتی بر زبان نیامده پدیدار و رد و بدل گشته است.
دوست شما نیاز بر آمده ی شماست.
دشتِ شماست که در آن با عشق و علاقه بذر افشاندید،وبا شکر گزاری دِرو می کنید.
توشه و زاد و کانون گرم محبت شماست؛
زیرا در حال گرسنگی نزدش می روید،ودر او صلح و صفا می جویید.
در عشق نباید گفت:(خدا در دل من است)، بلکه باید گفت: (من در دلِ خدا هستم.)
و مپندار که می توانی مسیر عشق را معین کنی،چون عشق اگر شایسته ات دید ،مسیرت را معین می کند.
عشق را هیچ آمال دیگر نیست مگر کمال خود.
ولی اگر عاشقی و به امیالت هم نیازمندی، بگذار امیالت چنین باشد:
«گداختن و آب شدن، و مانند جویباری روان گشتن ، که آهنگش را شب هنگام سر می دهد؛
به رنج و محنت رقتی فزون از حد ، پی بردن؛
از ادراک خود ، از عشق جراحت برداشتن؛
با رضایت و شادمانی ، خون خود را بر زمین ریختن.
در سحر گاهان با دلی سبکبال بیدار شدن و برای یک روز دیگر عاشقی شکر گذار بودن؛
در حوالی نیمروز آسودن و به جذبه و شور عشق اندیشیدن.
شامگاهان با حق شناسی به خانه و آشیانه بر گشتن؛
آنگاه در بستر غنودن و در عین حال برای معشوق در دل دعا کردن، و سرود نیایش بر لب داشتن.»
پیام آور/ جبران خلیل جبران
و پیام آور از عشق چنین گفت:
«چون عشقت به خویش فرا می خواند، پیروی کن؛هر چند راه عشق، راهی دشوار و پر شراشیب است.
و چون بالهایش تو را در بر می گیرد تسلیم شو؛ با آنکه شمشیر پنهان در جوف بال و پرش مجروحت کند.
و چون با تو سخن می گوید،سخنش را باور کن؛
با آنکه صوتش خوابهای طلایی ات را پریشان کند؛همچنانکه باد شمال باغ را یغما گر است.
زیرا همانسان که عشق تاج بر سرت می گذارد بر صلیب هم می کشد.
همانسان که عشق برای رشد و نمو تُست برای پیرایش و شاخ و برگ زدن هم هست.
تمام آنچه را گذشت ،عشق بر سرت می آورد،
به امید اینکه راز دل خود را دریابی و چون در یافتی پاره دل حیات گردی.
اما اگر از ترس خود، تنها آرامش و لذت عشق را طالبی ،پس برای تو بهتر اینکه برهنگی خود را بپو شانی
واز محوطه ی خرمن کوبی عشق ، دوری کنی ،
و به دنیای خالی از فصول چهار گانه ای در آیی که در آن خواهی خندید،
ولی نه از ژرفای دل؛و خواهی گریست ، اما نه اشک ریزان.
عشق نمی دهد مگر خود را و نمی ستاند مگر از خود.
عشق در تصرف نمی گیرد و منصرف هم نمی گردد.
زیرا عشق را ،خودِ عشق بس.»
عشق همواره به خود آگاه است و انگیزشی آفریننده است که جز پر شدن از خویش،هدف دیگری ندارد.
×××××××××××
اگر کسی بپذیرد که عاشق نباشد ،سر انجام کسی می شود که دیگر نمی تواند عاشق شود.
در زندگی فقط یک سعادت وجود دارد،دوست داشتن و دوست داشته شدن.
***********
عشق چیزی است که همواره داده می شود و گرفتنی نیست.
**********
عشق ژرفایش را در نمی یابد،مگر هنگام جدا شدن.
فاجعه بزرگ زندگی در هلاک انسان نیست،
در دست شستن از عشق ورزیدن است.
ما بدون شک برای عشق ورزیدن زاده شده ایم
پسرها خيلي زود عاشق مي شوند،خيلي زود تر عشقشون را فراموش ميكنند،
اما
دخترها آهسته و آرام عاشق مي شوند، و هيچ وقت عشقشون را فراموش نمي كنند.
(البته اين در مورد همه ي دخترها و پسر ها صدق نمي كند)
لحظه اي هست بدون اينكه بخواي مي بيني همه ي قلبت پر شده از عشق،
بدون اينكه بخواي زندگيت پر شده از عشق و تحت تاثير قرار مي گيره،
خودش مي ياد،بخواي مي مونه و اگر نخواي مي ره.
عشق شهدی است مه آن را عروسان سپیده دم قطره قطره به کام جان های نیرومند ریخته
وبا آنها چنان می کنند که در برابرستاره گان یخ زده شب استوار ایستند
ودر برابر گرمای تند آفتاب روز،آواز خوانان رهسپار شوند.
وقتی شب پاشو تو باغا میزاره
نفس گلها میگیره
وقتی تاریکی از آسمون میباره
دل غنچهها میگیره
وقتی ظلمت قفس گلهارو بسته
گل محبوبه شب بیدار نشسته
دل به تاریکی و ظلم شب نمیده
بوی عطرش تا ته باغا رسیده
اگه محبوبهرو تو گلدون بزارن
همه اطرافش خار و خز بکارن
اگه دیوار بکشن دور وجودش
اگه تهمت بزنن به تار و پودش
عطر محبوبه شب پشت هر دیوار سنگی راه داره
گل محبوبه شب توی قلب غنچهها پناه داره
شبا که گلها تو تاریکی نشستن
همه از وحشت شب چشمارو بستن
تنشون میلرزه از ترس سیاهی
گل محبوبه تو واسهشون پناهی
عطر محبوبه شب پشت هر دیوار سنگی راه داره
گل محبوبه شب توی قلب غنچهها پناه داره
کسانی که عشق به آنان بالی نبخشیده، نمی توانند به آن سوی ابرها پر گشوده و پهنه ی جادویی سوی دیگر را ببینند.
از ویژگی های ذاتی عشق این است که،
بی دلیل روی می دهد واصلا نباید دلیل داشته باشد.
***************************
رفتم عشق را بیابم ،خود را گم کردم.
***************************
عاشق بودن یعنی خوشبختی خود را با خوشبختی دیگری توام کردن
اون وقتی که فکر میکنی هیچ کسی نیست حرف دلت بفهمه کسی هست که برای دیدنت روز شماری میکنه،
خدا به تو 2پا داده تا با آنها راه بروی،2تا دست داد تا نگه داری، 2 گوش داد برای شنیدن، 2 چشم برای دیدن
ولی چرا فقط یک قلب به تو داد؟
چون قلب دوم تو را به کس دیگری داد تا تو آن را پیدا کنیمن اگه هنوز میخونم واسه خاطر دل توست
شعر من صدای غم نیست هم صدای حسرت توست
عزیزم اکه خزونم واست از بهار می خونم
تو رو تنها نمیزارم گر چه تنها جا میمونم
اگه تو شبای سردت با خودت تنها می شینی من برات می خونم از عشق تا که فردا رو ببینی
اگه هم صدای اشکی واسه آرزوی بر باد من برات می خونم ای گل نو بهارُ نبر از یاد
همه دل خوشیم به اینه که تو یادت موندگارم گر چه عمریه تو این دشت یه خزون بی بهارم
من اگه هنوز میخونم واسه خاطر دل توست
عشق تنها در روح یافت می شود،نه در بدن.
از آن چون می نابی بهره گیرید که خودِ بر ترتان را سر حال می آورد تا هدایای مهر خداوندی را با آغوش باز پذیرا شود